علمداران، شاگردان مکتب حضرت عباس (ع) /تاسی جانبازان وطن از مظهر غیرت کربلا+ عکس و فیلم

دریافت خبر : ۱۴:۱۸  -  ۱۳۹۸/۶/۱۸

به گزارش خبر اینجا از خبرگزاری فارس :

به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز- کتایون حمیدی :  این روزها ماجرای غم‌انگیز کربلا و وفاداری یاران امام حسین(ع) به زبان‌های مختلف در گوش شهر زمزمه می‌شود و هر کسی با روش‌های مختلف رسم عاشقی را به جا می‌آورد. ورق‌های تاریخ روز ۹ محرم به «یوم‌ العباس » می‌رسد؛ روزی که مزین به سردار سپاه امام حسین (ع) است؛ صحبت از قهرمان نهر علقمه است؛ بزرگمردی از مادری پاک‌سرشت به پاکی فرشته و پدری به نام علی(ع). حکایت عباس حکایت آب نیست حکایت آبروست؛ تاریخ از او به عنوان علمدار وفادار یاد می‌کند. نام عباس برای هرکسی معنایی دارد، الگوی وفاداری و ولایت‌مداری و سلطان ادب. امروز تمام شیعیان و محبان سیاه‌پوش عزای جانبازی شده است که در مرام، مردانگی و غیرت، زبانزد است و شهادت غریبانه‌اش داغ سنگینی را بر دل برادرش نشاند و کمرش را شکست. آری تاسوعا، سالروز بزرگمردی است که در نهایت ادب و شجاعت، مردانه به میدان رفت و در دفاع از حریم با کرامت اهل بیت (ع) و برادرش امام حسین (ع) جانباز شد و پس از جانبازی نیز تا آخرین نفس ایستاد تا احدی از نیروهای دشمن، به اهل بیت پیامبر(ص) جسارت نکند. اما ایرانی‌ها،  روزهایی را به خود دیده اند که جوانان یا ابوالفضل گفته و همانند عموی مهربانی‌ها پا در رکاب ایشان گذاشته‌اند و با نثار چشم و دست خود راه ایشان را ادامه داده‌اند. تاسوعا را فرصتی مغتنم دانسته و به سراغ ابوالفضل‌های زمانه می‌رویم؛ گفت‌و‌گوهایی که در ادامه می‌خوانید به صورت تلفنی و حضوری تهیه شده است.     یوم‌ العباس / ولی‌الله جواهری، جانباز از ناحیه چشم و دست/ هنوز خود را به اسلام بدهکار می‌داند شماره‌اش را گرفته و منتظر می‌مانم؛ صدای بوق طولانی شده و چند ثانیه‌ای طول می‌کشد تا از آن طرف به تماس پاسخ دهند. سلام دخترم، من را به هیات‌های زنجان دعوت کرده‌اند؛ اگر امکانش باشد ساعت ۱۶ با هم صحبت کنیم. این را گفته و قطع می‌کند. عقربه‌های ساعت روی۴ بعد از ظهر رسیده و دوباره منتظر صدای بوق تلفن هستم؛ گوشی را برداشته و با صدایی پدرانه پاسخ می‌دهد. ولی‌الله، جواهری، جوانی که در ۲۰ سالگی دو چشم و یک دست خود را در راه اسلام تقدیم کرده است؛ ثانیه‌ای از رفتن به جبهه پشیمان نشده و هیچ‌گاه از اینکه اعضای بدنش را در راه ارزش‌هایش داده، ناراحت نشده است. دردهایش روزبه‌روز زیاد می‌شود اما این دردهای طاقت‌فرسا برای او سخت نیست، برای او این دردآور است که در جامعه درباره جانبازان و ایثارگران تبلیغات اشتباه شده و مردم فکر می‌کنند همه شرایط برای خانواده‌های‌ آنها مهیاست. او هنوز خود را به اسلام بدهکار می‌داند. جواهری می‌گوید: با توجه به اینکه زمان کودکی و نوجوانی ساکن مناطق کردنشین بودم، از این‌رو از همان اول با جنگ و میدان و مبارزه آشنا بودم به طوریکه در ۱۲ سالگی اولین تجربه جانبازی از ناحیه فک و صورت را تجربه کردم. با خنده ادامه می‌دهد: اصلا از بچگی هر جا که رفتم، کتک خوردم که در آخر هم یک دست و دو چشم خود را از دست دادم. جواهری اضافه می‌کند: من داوطلبانه و ارادتمندانه برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران رفتم؛ این راه بزرگ و کوچک نمی‌شناسد و البته منتی هم بر سر کسی ندارم. این جانباز هشت سال دفاع مقدس که دست خود را در عملیات والفجر ۸ و دو چشم خود را در شلمچه و در سن ۲۰ سالگی تا قیامت به ودیعه گذاشته است، می‌گوید: هر لحظه که می‌گذرد به ارزش‌های انقلاب و اسلام ناب محمدی (ص) پی می‌برم؛ اصلا به قدری اسلام با ارزش است که در آثار امام رحمت‌الله ۳۳ هزار و ۴۰۰ بار نام اسلام را آورده است. وقتی به او می‌گویم که شما نیز همانند حضرت ابوالفضل(ع) جانباز شده‌اید، پاسخ می‌دهد: به خدا در این زمانه نیز به حضرت عباس (ع) ظلم می‌شود، چراکه نباید منزلت ایشان را صرفا به واقعه کربلا موکول کرد. او معتقد است: خداوند عنایتی به من کرده است و ارزش دین را همیشه برایم زنده نگه داشته است و رهبر و پیشوای ما نیز همیشه جلوتر از هر چیزی اسلام را در اولویت قرار داده است.

این جانباز هشت سال دفاع مقدس می‌گوید: میدان جنگی که ابوالفضل پای به آن گذاشته است، بسیار با ارزش بوده و همانند آن پیدا نمی‌شود و واقعا اجحاف در حق ایشان است که یکی مثل من را شبیه ایشان دانست. او تاکید می‌کند: باید بیشتر فضل و کلام و اطاعت از امامت، ادب، آگاهی و بصیرت حضرت عباس (ع) مورد توجه باشد که متاسفانه مداحان و اهل منبر به این بخش کمتر توجه کرده‌اند. جوانان امروز و دیروز از حضرت ابوالفضل (ع) تصویری از یک مرد جنگجو و شیرمردی را دارند در حالیکه این فقط یک ذره‌ از شخصیت ایشان بود. جواهری ادامه می‌دهد: البته مرام ابوالفضل‌‌گونه نشان داد که در این زمانه نیز برخی انسان‌های عادی هم می‌توانند خود را شبیه ایشان کنند. او در خاتمه حرف‌هایش می‌گوید: اینکه من با دادن دست و چشم، شبیه حضرت ابوالفضل (ع) می‌شوم، امکان‌پذیر نیست بلکه اگر به معرفت ایشان نزدیک شوم کار بزرگی کرده‌ام. حرف‌های آقای جواهری دلنشین است؛ رنگ و بوی ریا ندارد، چراکه او با عمل همه حرف‌هایش را ثابت کرده است. شماره دیگری را می‌گیرم که او نیز از ناحیه دو دست و دو چشم مدال جانبازی را بر گردن آویخته است.  

tv-banner
ثبت نام
برای ثبت نام در خبراینجا فرم زیر را تکمیل و بر روی دکمه ثبت نام کلیک کنید.
ورود
برای ورود در خبراینجا فرم زیر را تکمیل و بر روی دکمه ورود کلیک کنید.
بازیابی پسورد
برای بازیابی گذرواژه ایمیل یا شماره تماس خود را در زیر وارد کرده و بر روی دکمه بازیابی گذرواژه کلیک کنید.
حساب کاربری ندارم ورود